از تفاوت واژه ها
وصدای انعکاس تفاوت ها
و سرگردانی تفسیر ومعنا
زمزمه ای کن
از کلیشه و انبوه گفتن ها
و از ترانه ای که رویداد پوچی هاست
و صدائی که فهم را گم می کند
بگریز و آرام فریاد کن
از پیری دنیا
وازنامحرمی که اندیشه را به حجله ی دروغ می برد
و شعری که نا مشروع متولد می شود
انتقاد کن
از آخرین جلد کتاب نگفتن ها
و سر گذشت منتشر نشده ی آدم ها
و آهنگ آمدن قدم هایی نا شناس
چیزی بگو
از سیاست واژه ها
و واژه های با سیاست
و نگاه منتظر انسان
الهام بگیر
از دفتر سفید خیال
و باور نادرست بشر
و فاصله ای که پل آرزو هاست
شعری بساز
از خلق دوباره ی انسان
و شروع دوباره ی تاریخ
و جاودانه شدن عشق
شعری منتشر کن...

برخى معتقداند كه زبان فارسى كنونى ما نشان مى دهد كه
۲- پذيرش فرهنگى
پس از آنكه نوواژه اى خلق مى شود، بدون استثنا
گونه هاى نوواژه
۱- نو پذيرفته به طور كامل تازه، پيشنهادى، يا مورد استفاده
۲- پذيرفتنى، داراى حضورى معنادار و اما هنوز پذيرش عموم
۳- پذيرفته، داراى پذيرش چشمگير و با دوام. مانند:
انواع نوواژه ها
دايرة المعارف ويكى پديا طبقه بندى اى از نوواژه ها
۱- علمى: واژه ها و گروه هايى كه براى توصيف
۲- فنى: واژه ها يا گروه هايى كه براى توصيف
۳- سياسى: واژه ها يا گروههايى كه براى
۴- فرهنگ عمومى: واژه ها و گروههايى
۵- وارداتى: واژه ها و گروه هايى كه از زبان هاى ديگر
۶- علائم تجارى: بيشتر به صورت نوواژه هستند
۷- واژه هاى خود ساخته: واژه هايى كه فقط براى
۸- روانشناختى: واژه هاى بى معنايى كه به وسيله بيماران



[ ]
+ نوشته شده در ساعت0:53 توسط فرزانه شیدا
واژه ها
واژه ها كجاييد ؟
بياييد و بر زبانم جاري شويد
لحظه اي را كه در ذهنم غوغا مي كنيد ، به ياد آوريد
دوست دارم جاده اي باشم كه به تو مي رسد
ولي افسوس كه يك جاده تكراري ام و شايد هم بي انتها .....!
نوشته شده توسط حمید از وبلاگ سرزمین لبخند ها
http://www.sarzaminelabkhandha.blogfa.com/

نقاشی گرافیتی(نقاشی واژه های شخصی بررروی دیوار*)
لینک با توضیحات بیشتر:
www.kolahstudio.com/
کاش يک لحظه از تنهاييم را بر کسي تقسيم ميکردم
کاش يک روز خوشم را در کسي ضرب،
يا غمم را از نگاهي تفريق!
واژههايم کاش رنگ ديگري ميداشتند،
ليک صد افسوس:
«واژه ار رنگ کسي داشت ز خود بيگانه است»
واژه ام من، واژه اي آزاد!
عشق من همپايه ي مرگ است.
کاش مي مردم!
****
هستی عشق:
واژگان همه آمده بودند ، همگی آمده بودند که هستی گیرند ،
همه می دانستند بدون معلم پیرشان بی معنایند ، بی وجودند
و هستی شان در گرو جوهر جان این معلم پیر است .
همگی برای هم رکابیش تقلا می کردند
سطرها به ردیف ایستاده بودند و انتظار شنیدن صدای قلم ،
این توانا پیامبر ، این والا وامدار میراث قرنها ،
این بزرگ معلم را می کشیدند.
و قلم ، این پیر ، این ساده فرهیخته برای گفتن آخرین سخنانش ،
نه سخن نه ، آخرین شعرهایش
یا شاید آخرین آیاتش آمده بود ، قرنها گفتن و نوشتن
و از جوهره جان خود حقایق ها خلق کردن ،
رمقی برایش باقی نگذارده بود و حال همه شور بود
برای سرودن آخرین واژه هایش ، جسم نحیفش را که آخرین قطرات
خونش به آن رمقی داده بود با خود می کشید .
واژگان همه به هلهله برخاستند و از دیدن این معلم پیر به سما آمدند ،
همه برای بودن آمده بودند ، همه آمده بودند تا با آخرین جوهره جان قلم
معنا یابند ،همه آمده بودند که هستی گیرند ،
همه آمده بودند بدون آنکه بدانند هستی شان و بودنشان
معنای نبود و نیستی معلمشان است .
اما قلم این آموزگار بزرگ تاریخ برای نگارگری آخرش آمده بود ،
قلم روبروی سطرها و واژگان ایستاد و با آخرین جرعه جانش
بر سطرها نگاشت : دوستی ، عشق ، آزادی ، ....
و چون درونش تهی شد از هر چه تعلقات و چون از تمام هستی اش
گذشت برای آموختن ، ساختن و ....دیگر برای بودن در دنیا بزرگ
بود و رفت به سادگی آمدنش .
سالهاست که قلم ها می میرند و واژگان معنا می یابند
و هنوز دوستی ، عشق و آزادی واژه هایی تازه و بدیع اند .
تقدیم به کسی که در زمینه کاری برایم راهگشا بودند
و همیشه به یاد مهربانیهایشان هستم هرچقدر هم دور باشند .
از وبلاگ برتر از پرواز - شیدا:
http://www.tagolhech.blogfa.com /

الهه اروميهبنابه تعريف دايرة المعارف ويكى پيديا (۲۰۰۴)
«واژه گزينى به عنوان يك فرايند، مفهومى واضح و مسلم است
همان طور كه اظهارات رى به وضوح نشان مى دهند،
راه هاى تشخيص يك نوواژه
چند راهكار ممكن براى تعيين اين كه يك واحد، نوواژه اى را مى سازد
الف) در زمانى: يك واحد در صورتى نوواژه است كه بتازگى پيدا شده باشد.
ب) فرهنگ نگارى: يك واحد در صورتى نوواژه است كه در فرهنگ هاى
ج) بى ثباتى نظام مند: يك واحد در صورتى نوواژه است كه داراى
د) روانشناسى: يك واحد در صورتى نوواژه است كه گويشور،
اين معيارها كه متقابلاً جامع نيستند، نتايج يكسانى به دست نمى دهند
از نظر تعلق آنها به زبان عام،
۱- نوواژه هايى كه در زبان عام به كار مى روند
۲- آنهايى كه در زبان هاى تخصصى به كار مى روند
اين نوواژه ها داراى ويژگى هاى متفاوتى اند:
الف) در ساخت آنها ب) در كاركرد اوليه آنها ج) در
د) در منابعى كه براى ساخت واژه ها مطلوبند. هـ)
نوواژه هاى واژگانى در زبان عام،
۱- به طور معمول خودجوش هستند به عبارت ديگر
۲- نوواژه هاى واژگانى تحت تأثير مترادف ها
۳- اين نوواژه ها به ايجاز صورى گرايش دارند
۴- بيشتر به صورت هاى قديمى و گويشى زبان
۵- نوواژه گونه ها براى آن كه بين المللى شوند،
البته اين اصل درباره واژه هايى از زبان تخصصى
برخلاف نوواژه هاى واژگانى، نوواژه گونه ها نمى توانند
نوواژه ها براى نقش شان مى توانند به انواع ارجاعى
اسباب و علل ظهور نو واژگى
۱- تحول و تظريف فرهنگى
نوواژه ها به ظاهر در فرهنگ هايى كه به سرعت در حال
نوواژه ها بيشتر به وسيله رسانه هاى گروهى،
[ ]
+ نوشته شده در ساعت17:39 توسط فرزانه شیدا
واژ هایم در دم فصل بهار
رنگ میگیرد بیادت سبز سبز
بر سر شاخ محبت ، عشق من
باز دارد صد شکوفه رنگ رنگ
در دلم اوج بهارانی زعشق
دردرون همواره یادت با وجود...
من ترا در سبزی زیبای فصل
در همان آبی شفاف سما
در تمام لحظه های عاشقی
در پروبالی که زد دل در وفا
با تمام قلب خود عاشق شدم!
واژه تکرار من نام تو شد
همچو ماهی مانده در دریای عشق
اشک چشمم غرق دریای تو شد
اینک ای زیباترین شور بهار
سال نو با نامت آغازی گرفت
قلب عاشق باز پروازی گرفت
همچنان در راه تو چشم انتظار
هر طپش در سینه آوازی گرفت
تا کجا بینم ترا بار دگر
در میان حلقه های سبز عشق
در میان شاخساران بهار
در میان باغ رویائی زعشق
همچنان چشمم ترا جوید ترا
ای تو تنها واژه ی تکرار عشق
ای تو تنها واژه ی تکرار عشق
سروده ی فرزانه شیدا
۱/۱/۱۳۸۷
اولین شعر من در همین لحظه از ساعات شب
یک وده دقیقه بامداد
امسال /در تهران پس از ۲۱ سال دوری از سفره هفت سین مادر


کتابی دوزبانه به قلم زهره زاهدی
لوئیز ردن زنی بود با لباسی کهنه ومندرس ونگاهی مغموم
که وارد مغازه خواربار فروشی شد وخواهش کرد
بعلت آنه شوهر او بیمار است وقادر به کار کردن تیست
فرزند وا گرسنه مانده اند صاحب مغازه کمی خواروبار باو بدهد
جان لانگ هاوس ، صاحب مغازه با بی اعتنائی محل او نگذاشت وخواشت
که او را از مغازه به بیرون بیاندازد
زن نیازمند درحالی که اصرار میکرد کفت :
آقا ترا بخدا ، به محض اینکه بتوانم پول شمارا پس خواهم داد
اما جان گفت که نسیه نمیدهد.
مشتری دیگری که کنار او ایستاده بود
گفتگوی آنان را شنیده بود به صاحب مغازه گفت:
ببینید خانم چه میخواهند وخرید این خانم بامن!
خواربار فروش با اکراه گفت لازم نیست خودم میدهم لیست خواروبارت کو؟؟
لوئیز گفت اینجاست.
جان گفت لیست خود را بروی وزنه بگذار
هرچه وزن آن شد به همان اندازه جنس بردار.
لوئیز با خجالت مکث کرد تکه کاغی را
از کیف خود در آورده بروی ن چیزی نوشت
وبروی کفه ترازوگذاشت.
همه با تعجب دیدند که کفه ترازو پائین رفت
خوار بارفروش باورش نشد
شروع به گذاشتن جنس در کفه ترازو کرد
هرچه جنس میکذاشت کفه پائین بربر نمیشد
آنقدر چیز گذاشت تا سرانجام کفه ها برابر شدند.
در این وقت خواربار فروش با دلخوری وناراحتی وتعجب
کلغذ را از روی ترازو برداشت
تا ببیند لوئیز چه بر آن نوشته است
کاغد لیست خرید نبود دعای زن بود
که برای خداوند نوشته بود:
ای خدای عزیزم
تو از نیاز من باخبری
خودت نیازم را بر آورده کن.
مغازه دار با تعجب وبهت اجناس را به لوئیز دادو
همان جا ساکت ومتحیرخشکش زد.
لوئیز خداحافظی کرد ورفت
مشتری یک اسکناس پنجاه دلاری به مغازه دار داد و
گفت تا اخرین پنی آن می ارزد.
فقط اوست که مداند وزن دعای پاک وصادق چقدر است.
دعا بهترین هدیه رایگانی ست
که میتوان به هر کس داد وپاداش بسیار برد!!!

پنج رمز خوشبختی را بخاطر بسپارید:
- قلبتان را از نفرت پاک کنید
-ذهنتان را از نگرانی دور کنید
- ساده زندگی کنید
- بیشتر بدهید
- کمتر توقع داشته باشید

هیچکس نمیتواند به عقب برگردد واز نو شروع کند
اما همه میتوانند از همین حالا شروع کنند
وپایان تازه ای بسازند!
خدا روز رنج بدون خنده بدون اندوه وافتاب بدون باران
نداده ست
اما توان پایداری در آن روزها ووعده ی تسلی
پس از اشک وچراغ راه را داده است.
مشکلات مانند دست انداز های جاده اند
کمی از سرعت شما کم میکنند
اما از جاده ی صاف لذت خواهید برد.
زیاد روی دست انداز ها توقف نکنید
و به حرکت خود ادامه دهید.
وقتی ناراحتید از اینکه به چیزی که میخواستید نرسیدید
مجکم بنشینید و خوشحال باشید
زیرا خداوند در فکر چیزی بهتر برای شماست.
وقتی اتفاقی برای شما می افتد
چه خوب وچه بد
به معنایش فکر کنید
در پشت هر یک از اتفاقات زندگی
منظوری نهفته است که به شما
یاد میدهد چطور بیشتر بخندید وسخت گریه نکنید.
شما نمیتوانید کسی را وادار کنید دوستتان بدارد
اما میتوانید به کسی تبدیل شوید که دوستش میدارند.
بهتر است غرورتان را برای کسی که دوست دارید
از دست بدهید تا اینکه
" او " را
برای غرورتان از دست بدهید.
ما زمان زیادی صرف میکنیم تا کسی را برای
دوست داشتن پیدا کنیم
یا خطای کسانی را که دوست داریم بگیریم
اما چه خوب میشد اگر این زمان را برای محبت کردن
صرف میکردیم.
هرگز یک دوست قدیمی را ترک نکنید
جانشینی برای او پیدا نخواهید کرد
دوستی چون شراب است هرچه کهنه تر بهتر.
لبخند خداوند گرد آوری زهره زاهدی
تهران - جیجون
متن فارسی - انگلیسی
انتشارات جیحون
تاریخ چاپ۱۳۸۶انتشار چهارم
بر واژه هائی تکیه کن که در آن محبت، عشق، دوست داشتن ،یاری
همدلی وهمراهی را یافته همواره دوستان بسیار داشته باشی
آنکه از تو می گریزد بی شک از خوی واخلاق تو در گریز است
هرگز یک انسان مهربان خوش خو ودوست داشتنی تنها نمی ماند
ف.شیدا
با آرزوی بهترین آرزوها برای یکایک شما عزیزانم
گه در طی سالها همگام وهمدل با آشیانه های شعر من بودید

سال نو مبارک وخجسته باد در پناه یگانه ی هستی
که امیدی را ناامید نمی سازد

شادمانه موفق باشید

[ ]
+ نوشته شده در ساعت0:34 توسط فرزانه شیدا
